ايگناتى يوليانوويچ كراچكوفسكى ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )
28
تاريخ نوشته هاى جغرافيايى در جهان اسلام ( فارسى )
نخستين نمودارهاى تمدّن عرب را - تمدّنى كه به زودى و بسرعت رشد كرد و از مايههاى اساسى تمدّن انسانى شد - به وجود آورد منعكس نمىكند . مهم اين است كه با زندگى بدوى عربستان ميانه ، گهوارهء شعر جاهلى ، يعنى شعرى كه به مرور زمان نمونه مورد پيروى همهء شرق نزديك شد آشنا شويم ؛ و نيز تا حدود ممكن از تصوّرات جغرافيايى بعضى از مراكز تمدّن حجاز - محل ظهور اسلام - پرده برداريم ، زيرا اين كار بسيارى از مسائل مربوط به رشد نوشتههاى جغرافيايى را كه با ديگر نوشتههاى عربى در يك زمان پديد آمده ، روشن مىكند . نمىتوان انتظار داشت كه بدويان جاهليت نيروى دريافت جغرافيايى داشته باشند ، ولى دقّت ملاحظهء آنان دربارهء پديدههاى طبيعى اطراف از طبيعت زندگيشان مايه مىگيرد . بدويان معمولا مايهء فراوانى از تجربيّات مستقيم در مورد جغرافيايى نجومى دارند . سفر دائم و راهپيماييهاى شبانه كه در اثناى آن انسان به رهنمايى ماه و ستارگان درخشان تكيه دارد ، بسيار زود ذهنشان را براى توجّه به تغييراتى كه بر گنبد آسمانى رخ مىدهد ، آماده كرد . آنان نه فقط رهيابى به كمك ستارگان را آموختند ، بلكه به كمك طلوع و غروب آنها ساعات شب را تعيين مىتوانستند كرد . طبعا قرص ماه به نزد آنها مقام اوّل داشت . اين منظور ( متوفى به سال 1311 / 711 ه . ) علاقهء بدويان را به ماه ، در شرايط زندگانى آن روزگار به خوبى بيان كرده و گفته است : « با مهتاب مأنوس بودند از آن رو كه در آن به صحبت مىنشستند ، در شب پيمايى و سفر هدايتشان مىكرد ، وحشت تاريكى را از آنان بر مىگرفت ، و موذى و رهگذر را نشان مىداد . 7 در ضمن مراقبت مسير ماه بسيار زود رابطه آن را با مجموعهء ستارگان سيّار تشخيص دادند و بيست و هشت منزل براى ماه معيّن كردند كه آنها را « منازل قمر » خواندند و به هر كدام يك نام عربى خالص دادند 8 و اين نامها به قديمترين دوران پيدايش شعرشان باز مىگردد . در اينجا يك پديدهء مهم آسمانى هست كه بدويان و شهريان با هم بدان رسيدهاند . در نتيجهء تجربيّات طولانى و مراقبت طلوع و غروب ستارگان خاص ، كه « غروب كيهانى منازل قمر » نام دارد ، در كار پيشبينى هوا و تعيين فصول مناسب زراعت توفيق يافتهاند . 9 عربان اين تغييرات را كه در زندگيشان نقشى مهم داشت « نوء » ( جمع آن : انواء ) مىناميدند و بتدريج اطلاعات مختلفى دربارهء آن فراهم آمد كه به رسم معمول در قالب سجع ريختند و ظاهرا در يك زمان با شعر جاهلى مدون شد . اوصاف مختصرى دربارهء « انواء » بيست و هشتگانه به جامانده كه چيزى از آن را به عنوان مثال ياد مىكنيم : 10 « وقتى « شرطان » طلوع كند ، زمان برابر شود و كسان در وطن بمانند و همسايگان يكديگر را هديه فرستند . » و « چون « دبران » طلوع كند طبع مردان آتشين شود و آتش مطبوع نباشد و مگسان فراوان شوند و بركهها بخشكد و طفلان هر كجا خواهند روند . و . . . »